بغض بیکسی رهام نمیکنه اگه ازم دل بکنی
اگه دست رد به سینه من تنها بزنی
میرم و سر به بیابون میذارم
میشم بارون غم و رو دلای تنگ می بارم
شاید بگی حقت همینه خائن فدای سرم
اما من از دل خون خودم هم بی خبرم
شاید بگی برو گم شو دور شو از جلو چشام
خدانگهدار خدانگهدار فقط همینه ختم کلام
برو که تو هم تو زرد از آب در اومدی
برو برو که بی خیالتم فکر میکنم نیومدی
منو ببخش تا حسرت زندگی به دلم نمونه نازنین
منو ببخش منو ببخش منو ببخش فط همین
منو ببخش تا باور کنم زندگی رو عاشق تنها
منو ببخش تا چیره نشه سیاهی بر دلم دریا دریا
این همه امیدو اینجوری ازم نگیر همستاره
آخه میدونم بی تو دلم از عشق سهمی نداره
تا ابد هاج و واج چشم انتظار میشینم
اگه منو نبخشی دق میکنم می میرم
بیست و یکم/اسفند/هشتاد و شش


خودم از خودم بيزارم
چه برسه به تو عزيزم
تو كه ازم يه دنيا دوري
اشك بيكسي مي ريزم
خودم از خودم بيزارم
دنيا هم ازم بريده
دل ساده و غريبم
يه روز خوشي نديده
اميدم فقط همينه
كه يه روز تو رو ببينم
ببينم بهت بگم من
بي تو دلتگ و غريبم
منو از سايه جدا كن
سايه هاي آه و ماتم
تا بشه داد بزنم من
سايه سايه پا به پاتم
من و حسرت و سكوتم
تا ابد باهم رفيقيم
توي درياي نجابت
ناجي دل غريقيم
۱۳۸۶/۱۲/۹

همه شون همدم من
سرتاسر دلم تاريكيه
بيكسي همين نزديكيه
زندگي ازم جداست
دنيا چه بي وفاست
يكي نيست مثل خودم
از خودم چه بيخودم
از همه دور ميشم
خاموش و بي نور ميشم
چرا عاشقي مرده
دل سردمو سوزونده
۸۵/۱۰/۱
در غريبستانم و پر تاب وتب است اين دل
از فراقت روزگارم لبريز از هزاران مشكل
به خداي روز روشن و شب تار قسم
بي تو از دنيا سيرم و به هيچ كجا نميرسم
سرد است بي تو وجود من و اين زندگي سرد است
از دست نامردميها همه عالم در انتظار فرج يك مرد است
بي تو حتي اگر بال و پري هم داشته باشم پرواز ندانم
قلبم شکسته چشمانم پر از اشک تنهايم و همراز ندارم
کاش مي آمدي و مي نوشتي در دفتر دلمان از زندگي
ما که به دل داريم حسرتها كاش مي آموختيم اندكي هم بندگي
به اميد ديدن خورشيد عشق تو به نفس كشيدن قانع ايم
ميدانم كه خودمان هم گاهي براي آمدنت مانع ايم
چه زيباست آن دم كه با حضورت همه اند برابر و برادر
اي كاش روزهاي انتظارمان زودتر ميرسيد به آخر
۸۵/۱۱/۲۷

شکرت ای یاریگر بی دوستان
ای نفست طراوت هر بوستان
همدم این دل تنها و پر شکایت
تویی و من به یادت تا بی نهایت
مهر و محبت عشق و صفا داری
اما تنهای تنها همتا نداری
ساز شكستن من
شب در تاریکی برایم ساز می نواخت
باد تا خود صبح برایم دست میزد
باران با سادگی برایم میخواند
لحظه های عریان بیکسی مرا نوازش میکرد
شب می نواخت اما با سکوت شکستن من
باد دست میزد اما برای این ترانه
باران میخواند اما از بغض تنهایی
نوازش دستهای لحظه ها هم بی بهانه
مورخه: ۱/۳/۸۶

بیا
بیا تو ژاله گلهای آرزوم باش
بیا بجای آینه ها؛ تو روبروم باش
بیا تا کاخ دل بی نور نباشه
تو این کاخ سادگیهام؛ بیا و آبروم باش
تو شب تنهام؛ هراسونم بی تو
تا ابد تو خونه خستگیها مهمونم بی تو
اگه صدها سال هم زنده باشم
بدون که بی سر و سامونم بی تو
بیا تا دیگه روزگار به من نخنده
تا تو بازی عشق؛ سکوت نشه برنده
بیا تا با تو پرواز رو یاد بگیرم
با تو میشم تو آسمونا هزارتا پرنده
۸۶/۳/۷

آخرین راه
نذار بپوسه این دل تو اوج بیصدایی
به زیر خاک حسرت؛ تو این همه تنهایی
نذار که این سکوتم واسه م ترانه خون شه
بهونه های مردن دو باره همزبون شه
نذار که مجبور بشم مرگ رو صدا کنم
سکوت خستگی رو با اون همنوا کنم
خیلی سخته که بخوام منتظر مرگ بمونم
تو این بهارای قشنگ دوباره بی برگ بمونم
دیگه طاقت ندارم؛ به خدا خسته شدم
تو سپاه بی پناهی باز سر دسته شدم
نذار کلام آخرم؛ همین حسرت و آه باشه
نذار که چاه بیکسی واسه م آخرین راه باشه.
۸۶/۳/۱۰
گذر ثانیه ها
تا چشم بر گذر ثانیه ها میدوزم
در شعله حسرت لحظه ای زندگی میسوزم
لحظه لحظه های بیکسی من تکراریست
یادگارم از زنده بودن بیزاریست
چشمها سوختنم را هرگز نخواهند دید
لرزانم تا کی مثل مجنون و بید
دل این عقربه ها به حال هیچکس نمیسوزد
خاموشی چشمانم چشم بر روشنیها نمیدوزد
لحظه ها برای رفتن چرا این همه عجولند
توی آزمون حقیقت؛ کاش بگیم همه قبولند
۸۶/۴/۴

Statistics | Atom | RSS 2.0 | RSD | E-Mail | Advertise
Copyright © 2005-2011 AsanDownload™ Design: venus musicHosting : BlogFa
تمامي حقوق مطالب، تصاوير و طرح قالب براي ونوس موزیک محفوظ است، نقل و استفاده از آنها در سايت ها و نشريات تنها با ذکر منبع مجاز ميباشد



